(10خط) 02177613815

تاريخچه برنامه ريزي احتياجات

تاريخچه برنامه ريزي احتياجات

MRP دراوايل دهه 1960 به عنوان يك رويكرد كامپيوتري به برنامه ريزي تدارك و توليد مواد در آمريكا شكل گرفته و كتاب راهنماي كامل آن در سال 1975 توط ارليكي منتشر گرديد.
بدون شك تنكيك MRP پيش از جنگ جهاني دوم نيز به صورت دستي و به شكلي تلفيقي در بخش هاي مختلف اروپا بكار گرفته مي شد. با اين حال، آنچه كه ارليكي دريافت، اين بود كه كامپيوتر امكان بكارگيري كليه جزئيات تكنيك MRP را فراهم ساخته و اين امر تكنيك مزبور را در مديريت موجودي‌هاي در جريان توليد بسيار اثر بخش مي سازد.
طرح اوليه فوق براي بكارگيري كامپيوتري MRP، بر مبناي يك پردازشگر ليست مواد (BOMP) ايجاد گرديده بود. اين پردازشگر، برنامه توليدي اقلام والد را به برنامه توليد يا خريد اقلام جزء تبديل مي نمود. اين امر با بسط دادن يا باصطلاح انفجار نيازمندي هاي محصول بالاترين سطح در طول ليست مواد (BOM)، به منظور تعيين تقاضاي قطعات انجام مي گرفت. سپس تقاضاي ناخالص پيش بيني شده، با موجودي هاي در دست و سفارشات در طول افق زماني برنامه ريزي و در هر سطح از BOM مقايسه مي گرديد. اين سيستمها روي كامپيوترهاي بزرگ(مين فريم) پياده شده و در بخش هاي متمركز بر برنامه ريزي مواد در شركت هاي بزرگ اجرا مي گرديدند.
با گذر زمان، نصب اين سيستم ها در شركت هاي مختلف گسترش يافت و به منظور افزايش دامنه عملكرد اين سيستم هاي نرم افزاري، توابع عملياتي متعددي به آنها اضافه گرديد. از جمله توسعه هاي صورت گرفته بر روي سيستم اوليه مي‌توان به سر برنامه توليد(MPS)، كنترل فعاليت توليد (PAC)، برنامه ريزي سرانگشتي ظرفيت (RCCP)، برنامه ريزي احتياجات (نيازمندي هاي) ظرفيت (CRP)، و خريد اشاره نمود.
تركيب مدول هاي برنامه ريزي(يعني CRP,MRP,MPS) و مدول هاي اجرايي (يعني PAC و خريد) و نيز ايجاد شرايطي كه سيكل برنامه ريزي بتواند از سيكل اجرايي بازخوردهاي لازم را دريافت نمايد، منجر به نوع كامل تري از MRP گرديد كه به آن MRP حلقه بسته گويند. با اضافه كردن مدول هاي مالي خاصي به MRP حلقه بسته و همچنين توسعه سربرنامه توليد به منظور پذيرش وظايف كامل تري به عنوان يك برنامه اصلي يا مرجع و بالاخره امكان پشتيباني برنامه ريزي بازرگاني از لحاظ جنبه هاي مالي آن، سيستم كاملي حاصل مي‌شود كه در واقع رويكردي يكپارچه را براي مديرتي منابع توليدي ارائه مي دهد. اين MRP توسعه يافته، برنامه ريزي منابع توليدي يا MRP-II ناميده مي شود. از سال 1980همچنان كه پياده سازي MRP روي كامپيوترهاي كوچكتر و ريزكامپيوترها امكان پذير مي گرديد، نصب سيستم هاي MRPنيز به روند صعودي خود ادامه مي داد.
فراگير شدن MRP ناشي از تلاش و به عبارتي جهادي است كه جامعه كنترل توليد و موجودي آمريكا(APICS) در اوايل دهه 1970 به راه انداخت. نقطه تمركز حركت فوق در واقع ايجاد اين باور بود كه MRP يك راه حل مطمئن است، زيرا يك سيستم يكپارچه ارتباطات و پشتيباني تصميم گيري است كه كليه فعاليتهاي توليدي- تجاري را پشتيباني مي كند. همچنين بر اين نكته تأكيد مي شد كه لازمه موفقيت برنامه هاي اجرايي MRP، در اصل تعهد مديريت و آمزوش كليه نيروهاي توليدي مي باشد. به اين ترتيب نقش تكنيك هاي بهينه سازي مبتني بر تحقيق در عمليات و علم مديريت به تدريج كمرنگ گرديد. آن چه مرتباً تصريح مي شد اين بود كه مسائل واقعي موجود در صنايع، مسائل مرتبط با نظم، آموزش، درك و ارتباطات مي باشند(نه مسائل عددي و بهينه سازي). اين پيام كه توسط APICS مطرح و تبليغ مي شد، از طريق گروه كثيري از مشاوران(كه اغلب همچون حواريون آن بودند) در هر گوشه بازگو شده و از طرف صنايع كامپيوتر نيز كه مشتاق گسترش كاربرد آن بودند چون پژواكي تكرار مي گرديد.
از جمله مهمترين عللي كه منجر به استفاده گسترده از MRP به عنوان يك تكنيك مديريت توليد گرديد، استفاده آن از قابليت هاي كامپيوتر براي ذخيره سازي و دستيابي به حجم بالايي از اطلاعات بود كه اين امر خود براي اداره هر شركت ضروري مي نمود. به علاوه سيستم MRP به ايجاد هماهنگي ميان فعاليت‌هاي مختلف همانند مهندسي، توليد و مواد در واحد توليدي كمك مي‌كرد. به اين ترتيب جذابيت MRP II نه تنها به خاطر نقش آن به عنوان يك پشتيبان تصميم گيري مديريت بود، بلكه از آن مهمتر نقش يكپارچه كننده آن در سازمان توليدي بود كه آن را حايز اهميت مي نمود.
امروزه تفكراتي در زمينه چگونگي يكپارچه سازي سيستم هايي از نوع MRP با محيط توليد يكپارچه كامپيوتر(CIM) و كفايت چنين سيستم هايي در مقياسه با فلسفه هاي توليدي جايگزين مانند توليد بموقع(JIT) و تكنيك هاي انحصاري مانند تكنولوژي توليد بهينه(OPT) چنين سيستم هايي، و نيز شكست هاي مكرر در دستيابي به مزاياي وعده داده شده آنها، سئوالات متعددي در زمينه اثر بخشي MRP مطرح مي گردند.

MRP-II
سه نوع روش برخورد مرسوم كه با برنامه ريزي توليد وجود دارند، عبارتند از MRP II و JIT و TOC در اين فصل به معرفي MRP II پرداخته مي شود.
برنامه ريزي منابع توليد يا MPR II، يك مفهوم بسيار متحول كنند بود كه از MPR ساده (برنامه ريزي نيازمندي مواد)ايجاد گرديد و دامنه اش به تمامي بخشهاي سيستم توليد كشيده شد. مفهوم MRP-II به سادگي از بحث مديريت نقطه سفارش زاده شد و به تدريج به يك سيستم پيچيده در زمان ما تبديل گرديد.
در اواخر دهه پنجاه ميلادي، بحث نقطه سفارش به مفهومي ساخت يافته تر تبديل شد. نوعي بحث از تقاضاي ناخالص و برنامه زمان بندي سفارشات. فقط يك مسأله كوچك وجود داشت: موجودي در دست در آن منظور نشده بود. توليد كنندگان شروع به ايجاد فرمولي جهت غلبه بر اين مشكل نمودند. با تكميل تدريجي فرآيند، ظرافت هاي بيشتري به آن افزوده شدند و سرانجام
MRP-II يعني برنامه ريزي نيازمندي مواد مولد گرديد.
در دهه شصت ميلادي، قابليت هاي كامپيوتر در ذخيره كردنBOM، باعث رشد بيشتر MPR شد. ولي بسياري از متخصصان در همان زمان نيز روشن بود كه MRP داراي قابليت هاي بسيار بيشتري از صرفاً برنامه ريزي مواد مي باشد. به تدريج اين پرسش مطرح گرديد كه آيا نمي توان MPR را به ديگر مقوله ها در منابع توليد نيز بسط داد؟
از سوي ديگر، از آنجاييكه در آن زمان، توليدات بر حسب واحد پول سنجيده مي شدند، عده اي تمايل داشتند كه سيستم جديد، مفاهيم مالي نظير هزينه واحد محصول، واريانس و غيره را نيز در برداشته باشد.
و به اين ترتيب بود كه به تدريج،آنچه كه امروز MRP-II مي ناميم، پاي به عرصه وجود گذارد. MRP-II ابزاري است براي مديريت، پيش بيني و كنترل كردن منابع يك شركت و محلهاي سرمايه گذاري عملياتي شركت به عنوان يك مفهوم كه روي يكپارچگي عمليات توليدي تأكيد دارد، MRP-II شامل ابزارها و فرآيندهايي است كه بتوانند تقاضا را به برنامه توليد معقول تبديل نمايند.
MRP-II شامل فعاليتهاي خريد،برنامه ريزي ظرفيت و زمان بندي اصلي و نيز برنامه ريزي توليد و موجودي نيز مي باشد.
بزرگترين مزيت MRP-II ، توانايي آن در كنترل كردن تمامي منابع توليدي سازمان است. كمياني IBM به عنوان اولين شركتي كه هم استفاده كننده و هم فروشنده MRP-II بود، نرم افزارهاي MAPICS:
Manufacturing accounting Production information Control system
و COPICS:
Communications –oriented production and information control system
را ارائه نمود. هم IBM و هم ديگر شركت هاي استفاده كننده از آن، گزارش دادند كه توانسته اند به كمك MRP-II سطح موجوديهاي خود را تا حد 65 درصد يا بيشتر كاهش دهند. با توجه به توانايي هاي MRP-II، هم اينك سئوال اصلي اين است كه آيا MRP-II قادر خواهد بود تا خود را با مفاهيم جديد در توليد نظير هوش مصنوعي، انطباق دهد؟ و آيا اين انطباق ها باعث نخواهند شد تا MRP-II به چيزي غير از انچه كه امروز هست تبديل گردد؟
مطمئناً MRP-II بايد تغيير نمايد. و اصولاً مي بايد MRP-II را نه به صورت مستقل بلكه به عنوان بخشي از يك سيستم بزرگ تر يكپارچه كامپيوتري ديد.از اين ديدگاه، سه نكته مهم براي بررسي وجود خواهند داشت:
1. تأثيرات نسل هاي جديد تكنولوژي
2. يك فلسفه مديريتي كه نيازمند يكپارچگي بسياري از زمينه هاي توليدي است كه در بهبود كل سيستم توليد نقش دارند و نه بخشهاي مجزاي آن به طور مستقل.
3. شرايط و فشارهاي سخت رقابتي جهت بهبو هر چه بيشتر كيفيت و كاهش هر چه بيشتر پيش زمان هاي تحويل.
3-1-





© کپی رایت توسط ::مقاله دات نت:: پایگاه مقالات ایرانیان کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت و گردآورندگان و نويسندگان مقالات است.)
برداشت مقالات فقط با ذکر منبع امکان پذیر است.
نوشته شده در تاریخ: 1385/6/30 (989 مشاهده)