(10خط) 02177613815

تاثيرات فناوري اطلاعات بر زنجيره ارزش سازماني

تاثيرات فناوري اطلاعات بر زنجيره ارزش سازماني


منبع:امير محترمي: دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت فناوري اطلاعات در دانشگاه علامه طباطبايي و كارشناس وابسته سازمان مديريت صنعتي ; مجيد سرآباداني تف
خلاصه:نوشتار حاضر به بررسي اثرات و جلوه هاي گوناگون فناوري اطلاعات (IT)، در سرتاسر زنجيره ارزش سازمان مي پردازد و درنهايت با تعمق در شرايط فعلي سازمانهاي كشور و توجه به تجارب موجود در سطح دنيا و پيشنهاداتي در زمينه الزامات و اولويتهاي سرمايه گذاري سازمانهاي داخلي درهريك از جنبه هاي متعدد IT ارائه خواهدشد كه مي تواند دستمايه اي براي تدوين استراتژي ها و جهت گيريهاي كلان سازمانهاي خصوصي و دولتي كشور در حيطه فناوري اطلاعات فراهم سازد.
مقدمه


آيا درصورت آزادسازي واردات، صنايع كشور تاب رقابت خواهد داشت؟ چه تدابيري براي غلبه بر ضعفهاي تكنولوژيك، بهبود كيفيت و افزايش بهره وري در سازمانهاي داخلي كارساز خواهدبود؟


چگونه مي توان افكار عمومي (مشتريان) را از صنايع كشور خشنود ساخت؟


و... هزاران سوال ديگر كه دغدغه مديران و دست اندركاران صنعت است.


فناوري اطلاعات به عنوان ابزار و بستر توسعه، در عرصه رقابت جهاني براي سازمانها و داراي مزاياي بي شماري است. امروزه تمامي صنايع به نوعي در معرض تحولات اين فناوري واقع شده اند.


جلوه هاي كاربرد IT در صنايع در كليه حوزه هاي زنجيره ارزش (VALUE CHAIN) از ارتباط با تامين كنندگان تا توليد و ارتباط با مشتريان أشكار است.


زنجيره ارزش: مايكل پورتر انديشمند حوزه كسب و كار در سال 1985 مدل زنجيره ارزش را ارائه داد (PORTER 1985). طبق اين مدل فعاليتهــــاي دخيل در سازمانهاي توليدي را مي توان به دو بخش: فعاليتهاي اصلي و فعاليتهاي پشتيباني تقسيم كرد. اين فعاليتها عبارتند از:


1 - فعاليتهاي اصلي: تداركات ورودي؛ عمليات توليدي؛ تداركات خروجي؛ بازاريابي و فروش؛ خدمات پس از فروش.


2 - فعاليتهاي پشتيباني: زيرساختهاي سازماني (حسابداري مالي مديريت)؛ مديريت منابع انساني؛ تحقيق وتوسعه؛ تهيه و تداركات.


فعاليتهاي اصلي آن دسته از فعاليتهايي هستند كه اصطلاحاً ارزش افزا (VALUE-ADDED) ناميده مي شوند. يعني انجام أنها سبب ارتقاي ارزش محصول و حركت أن به سمت مشتري مي شوند. مثلاً مواداوليه وارده، دريافت، ذخيره سازي و... مي شود (لجستيك ورودي) سپس عمليات توليدي بر روي اين مواد صورت مي گيرد كه آن را به محصول توليدشده ارتقا مي دهد. در ادامه محصول توليدي بسته بندي، حمل و انبار مي شود (لجستيك خروجي). سپس فعاليتهاي بازاريابي بر روي محصول سبب افزايش ارزش محصول و فروش آن سبب تبـــــديل محصول به پول مي شود. خدمات پس از فروش نيز فعاليت ارزش افزاي ديگري است كه در انتها درمورد محصول اعمال مي گردد.تمامي اين فعاليتها منبع مستقيم ســـــودآوري سازمان به شمار مي روند.


فعاليتهاي پشتيباني آن دسته از فعاليتهايي هستنـــد كه حول فعاليتهاي اصلي و براي آماده ســـــــازي شرايط اجراي آنها انجام مي شوند (شكل 1).














رويكرد زنجيره ارزش در تحليل فعاليتهاي درون سازماني ابزاري موثر در شناخت نقاط ضعف و قوت و تصميم گيري درمورد هريك از اين فعاليتهاست. اين زنجيره از دوسو با موثرترين عوامل محيطي يعني تامين كنندگان و مشتريان مرتبط مي شود. ارتباط زنجيره ارزش سازمان با زنجيره ارزش تامين كنندگان و مشتريان تشكيل زنجيره اي را مي دهد كه »پــــورتر« از آن به عنوان سيستم ارزش نام مي برد. اما اسامي ديگري مانند شبكه ارزش و يا زنجيره ارزش گسترده و نيز زنجيره عرضه بر آن اطلاق شده است.


امروزه فناوري اطلاعات در هريك از اين حلقه هاي زنجيره گسترده ارزش كاربردهاي عملي و موثري يافته است. درادامه با استفاده از مفهوم زنجيره ارزش گسترده به بررسي نقش IT در صنايع و سازمانها پرداخته و به طور خلاصه مهمترين فناوريهاي مربوطه را معرفي مي كنيم.





نقش فناوري اطلاعات در صنعت


در دهه 1970 كه كاربرد فناوري اطلاعات در سازمانها به ويژه صنايع توليدي گسترش چشمگيري يافت، مكانيزه سازي فعاليتها اهم اين كاربردها بود. لذا اولين جلوه هاي IT در زمينه مديريت موجودي و سيستم هاي تهيه صورتحساب بود. هدف از اين سيستم ها كاهش هزينه هاي پردازش داده ها بود. با پيشرفت سيستم هاي اطلاعاتي، سيستم هاي MRP در زمينه برنامه ريزي مواد موردنياز و شكل گرفت. به دنبال آن سيستم هاي MRPII از توسعه اين سيستم ها به وجود آمد. در دهه 1990 سيستم هاي ERP براي رفع معضل عدم يكپارچگي سيستم ها و بهره برداري از مزيت يكپارچگي به وجود آمدند. ضمن اينكه با به وجود آمدن امكانات شبكه، سيستم هاي بين سازماني (IOS) ، مبادلات الكترونيكي (EDI) و در اين اواخر كسب وكار الكترونيك (E-BUSINESS) رشد و تسوعه يافتند. (شكل 2)














با استفاده از مدل تلفيقي زنجيره ارزش گسترده به بررسي كاربردهاي فناوري اطلاعات در سازمانها مي پردازيم. (شكل 3)














برنامه ريزي منابع انساني چيست؟


سيستم هاي اطلاعاتي كه در دهه هاي گذشته مورداستفاده قرار مي گرفت داراي ضعف و يا عدم برخورداري از مزيتي بودند كه همان يكپارچگي سيستم ها است.


همان طور كه در زنجيره ارزش سازمان مشاهده كرديم فعاليتهاي درون سازمان در ارتباط تنگاتنگ با يكديگر هستند. اين ارتباط سبب مي شود براي برنامه ريزي هريك از اين فعاليتها در زنجيره ارزش نيازمند اطلاعاتي از ساير حوزه هاي كاركردي باشيم. از اين رو يكپارچگي سيستم هاي اطلاعاتي سبب تسهيل و تسريع برنامه ريزي منابع سازماني مي شود. كاهش فعاليتهاي اضافي و فعاليتهاي مازاد، برنامه ريـــــزي جامع و دقيق و حصول تصميم گيريهاي دقيقتر و... از مزاياي يكپارچگي است.


سيستم هاي برنامه ريزي جامع منابع سازمان (ERP) بر محور پاسخگويي به اين نياز شكل گرفتند. به طور خلاصه برنامه ريزي منابع سازمان را مي توان راهكاري يكپارچه براي برنامه ريزي و مديريت تمامي منابع سازمان تعريف كرد (TURBAN 2002). درحقيقت سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان دربرگيرنده همان ماژول هاي MIS هستند كه با رويكــــردي سيستمي و يكپارچه طراحي شده اند.





استقرار سيستم برنامه ريزي منابع سازمان


- پياده سازي يك سيستم برنامه ريزي منابع سازمان به صورت كارا و موفق دربرگيرنده زمان و هزينه بالايي است. لذا اگر از مشاوري مي شنويد كه يك برنامه ريزي منابع را در سازمان در عرض 3 تا 6 ماه پياده مي كند قاطعانه نپذيرند. چنين زمان كوتاه وقتي ميسر است كه يا سازمان خيلي كوچك باشد كه در اين صورت اصلاً استفاده از اين سيستم عاقلانه نيست و يا اينكه پياده سازي تنها محدود به بخش كوچكي از سازمان باشد كه در اين صورت نيز برنامه ريزي منابع سازمان چيزي نيست جز يك نرم افزار گران كه انتخاب أن به نفع سازمان نيست (SHIELDS,M.G. 2001). در شرايط كنوني كشور ما^، پياده سازي چنين سيستم هايي بيش از دو سال طول خواهدكشيد.


- به كارگيري سيستم برنامه ريزي منابع سازمان مستلزم زيرساختهاي فني سازماني منابع انساني و تغيير سازماني است. لذا در برنامه ريزي براي پياده سازي آن مديريت تغيير و مهندسي مجدد فعاليتها ضروري است (CHORAFAS 2001).


- اگر برنامه ريزي منابع سازمان به درستي و با ملاحظات اقتصادي وسازماني صورت گيرد سودآوري آن قطعي است.


- باتوجه به روند حركت كسب و كار و مباحثي مانند كسب و كار الكترونيكي سازمانها خــــواه ناخواه طي زمان به سوي استفاده از سيستم هاي برنـــامه ريزي منابع سازمان رانده مي شوند. چه اينكه وجود سيستم هاي اطلاعاتي يكپارچه از ضروريات حركت به سمت كسب و كار الكترونيك و رقابت در سالهاي آتي است.


- بررسي 63 سازمان در سطح جهان نشانگر اين است كه به طور ميانگين بازگشت سرمايه در استقرار سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان پس از 8مــاه آغاز و مقدمه صرفه جويي در هزينه ها بسيار بالاست (KOCH C, 2002). - در پياده سازي سيستم ها بازنگري فرايندها و مهندسي مجدد به ويژه در سازمانهاي كشور ما امري است حياتي كه بدون آن چندان نمي توان به مزاياي حاصل از پياده سازي اميدوار بود.





مزاياي پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع انساني


سرعت بخشيدن و استانداردكردن فرايندها و پردازشهاي توليدي محصول و ارائه خدمات؛


ايجاد فرصت و رغبت تغيير براي سازمان (توفيق اجباري)؛


يكپارچه سازي اطلاعات؛


صرفه جوييهاي ناشي از تخصيص و مصرف بهينه منابع؛


كمك به تصميم گيريهاي بهتر و دقيقتردر سطوح تصميم گيري.





مديريت زنجيره تامين چيست؟


در دهه 60 و 70 ميلادي، سازمانها جهت افزايش توان رقابتي خود تلاش مي كردند تا با استاندارد سازي و بهبود فرايندهاي داخلي خود محصولي با كيفيت بهتر و هزينه كمتر توليد كنند. در آن زمان تفكر غالب اين بود كه مهندسي و طراحي قوي و نيز عمليات توليد منسجم و هماهنگ، پيش نياز دستيابي به خواسته هاي بازار و درنتيجه كسب سهم بازار بيشتري است. لذا سازمانها تمام تلاش خود را بر افزايش كارايي معطوف مي كردند.


در دهه 80 ميلادي با افزايش تنوع در الگوهاي موردانتظار مشتريان، سازمانها به طور فزاينده اي به افزايش انعطاف پذيرش در خطوط توليد و توسعه محصولات جديد براي ارضاي نيازهاي مشتريان علاقه مند شدند. در دهه 90 ميلادي، به همراه بهبود در فرايندهاي توليد و به كارگيري الگوهاي مهندسي مجدد، مديران بسياري از صنايع دريافتند كه براي ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرايندهاي داخلي و انعطاف پذيري در توانائيهاي شـــــركت كافي نيست، بلكه تامين كنندگان قطعات و مواد نيز بايد موادي با بهترين كيفيت و كمترين هزينه توليد كنند و توزيع كنندگان محصولات نيز بايد ارتباط نديكي با سياستهاي توسعه بازار توليد كننده داشته باشند. با چنين نگرشي، رويكردهاي زنجيره تامين و مديريت آن پابه عرصه وجود نهاد. ازطرف ديگر با توسعه سريع فناوري اطلاعات در سالهاي اخير و كاربرد آن وسيع آن در مديريت زنجيره تامين، بسياري از فعاليتهاي اساسي مديريت زنجيره با روشهاي جديد درحال انجام است.


تعريف زنجيره تامين: زنجيره اي است كه همه فعاليتهاي مرتبط با جريان كالا و تبديل مواد، از مرحله تهيه ماده اوليه تا مرحله تحويل كالاي نهايي به مصرف كننده را شامل مي شود. در ارتباط با جريان كالا دو جريان ديگر كه يكي جريان اطلاعات و ديگري جريان منابع مالي و اعتبارات است نيز حضور دارد (LAUDON & LAUDON 2002).


مديريت زنجيره تامين: عبارت است از فرايند يكپارچه سازي فعاليتهاي زنجيره تامين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آن،ازطريق بهبود و هماهنگ سازي فعاليتها در زنجيره تامين تــــوليد و عرضه محصول (LAUDON&LAUDON 2002).


نكته قابل ذكر اين است كه اصطلاح مديريت زنجيره تامين(6) (SCM) به معناي مديريت زنجيره عرضه دربرگيرنده سازمان، تامين كننده و مشتريان است و اين مفهومي است معادل زنجيره ارزش گسترده كه در ابتدا معرفي شد اما مراد از اصطلاح مديريت زنجيره تامين طي اين نوشتار مفهوم خاص آن است كه به معناي مديريت زنجيره تامين ناميده مي شود و بر رابطه ميان سازمان و تامين كنندگانش متمركز است.


مشكلات زنجيره تامين


به لحاظ ساختاري مهمترين مشكلي كه زنجيره تامين با آن روبروست، مشكل تعدد مراكز تصميم گيري براي توليد، تبديل و جريان كالاست. اين امر موجب تشديد نوسانات تقاضا در طول زنجيره مي شود. هرچقدر از انتهاي زنجيره به سمت ابتداي زنجيره (اولين تامين كننده) حركت كنيم، نوسانات تقاضا تشديد مي گردد. اين پديده به اثر »شلاق چرمي« معروف است. بدين ترتيب سبب موجودي انباشته زيادي دربين اعضاي زنجيره ايجاد مي شود كه باعث بالارفتن هزينه و قيمت نهايي كالا شده و قدرت رقابت زنجيره كاهش خواهديافت.


فناوري اطلاعات ازطريق تسهيل و تسريع تبادل اطلاعات سازمان و تامين كنندگان را قادر به آگاهي و تامين به موقع احتياجات يكديگر مي كنــد و اين فلسفه توليد به هنگام را قوت مي بخشد.





فناوري اطلاعات و مديريت زنجيره تامين


مديريت زنجيره تامين بر رويكردي مشتري محور استوار است. لذا ارتباط به موقع و كامل بين همه عناصر زنجيره جهت اطلاع از نيازهاي مشتري و ميزان تامين نيازها از ضروريات زنجيره است. براي تسهيل جريان اطلاعات و مديريت دقيق آن بستري مناسبي از نرم افزارها و سيستم هاي اطلاعاتي يكپارچه و شبكه هاي اكسترانت و اينترانت موردنياز است. با به كارگيري تجارت الكترونيك در زنجيره تامين نيز مي توان برمبناي مدل(7) B2B و(8) B2E جهت توصيف عمليات خريد، فروش و مبادله محصــولات، خدمات و اطلاعات ازطريق شبكه هاي رايانه اي و به خصوص اينترنت با تامين كنندگان بهره جست.





برمبناي مدلي ديگر از تجارت الكترونيك (E-COMMERCE) شركتهاي همكار در يك زمينه به خصوص ازطريق شبكه هاي الكترونيكي نيز مي توانند به همكاري و اشتراك مساعي بپردازند. چنين همكاري اغلب بين شركتهــاي حاضر در يك زنجيره تامين اتفاق مي افتد.





مديريت ارتباطات مشتري چيست؟


(9)CRMواژه اي است كه شامل انواع متدولوژي، نرم افزار و قابليتهاي اينترنت است كه به يك شركت در مديريت و نحوه ارتباط با مشتريان (بازاريابي - سفارش گيري و فروش) كمك مي كند (LAUDON & LAUDON 2002) . به عنوان مثال، شركت ممكن است يك پايگاه اطلاعاتي درمورد مشتريانش ايجاد كند و در آن چگونگي ارتباطات را با جزئيات كافي مشخص سازد به گونه اي كه مديريت، مسئولان فروش، ارائه كنندگان خدمات و شايد حتي خود مشتريان بتوانند مستقيماً به داده ها دسترسي يابند.


تطابق نيازهاي مشتريان با نوع محصولات و خدمات و دراختيار داشتن اطلاعات كافي از نياز مشتري و همچنين دسترسي به اطلاعاتي نظير محصولات يا خدمات ديگري كه مشتري قبلاً دريافت كرده از مزاياي ديگر اين سيستم است.





شرح سيستم مديريت ارتباطات مشتري


براي پياده سازي اين سيستم بايستي از سيستم هاي نرم افزاري ويژه استفاده كرد. اين سيستم ها داراي هسته هاي اصلي و استاندارد بوده كه ممكن است بنا به شرايط هر سازمان نياز به تكميل و توسعه سفارشي اين سيستم ها باشد. سيستم هاي مديريت ارتباطات مشتري فعلاً داراي 5 موتور اصلي و استاندارد به شرح زير است كه به احتمال زياد در آينده تغيير كرده و موتورهاي ديگري به آنها اضافه خواهدشد:


تمركز اطلاعات مشتري در يك نقطه: چرا كه در شرايط حاضر در اكثر سازمانها كه اطلاعات مشتريها را دقيقاً نگهداري مي كنند اين اطلاعات در نقاط مختلفي (اطلاعات نزد فروشنده، امور مالي، خدمات پس از فروش و...) جمع آوري مي شوند كه براي استفاده از آنها و براي توسعه بازار مشكلات زيادي به دليل تفرق اطلاعات مشتري ايجاد مي شود؛


تجزيه وتحليل و بخشي كردن اطلاعات مشتري: درصورت تنوع كالا و خدمات يك سازمان، اين موتور اقدام به بخش كردن مشتريها و تجزيه تحليل ويژه براي وضعيت جاري و توسعه بازارهاي هدف براساس اطلاعات هر بخش مي كند؛


اختصاصي كردن نياز مشتري: باتوجه به امكان ارتباط خاص با مشتريها، اين موتور خواهد توانست نياز مشتريها را به صورت خــاص جمع آوري و دراختيار سازمان قرار دهد تا سازمان بتواند نياز خاص آنها را طراحي و تامين سازد؛


امكان تماس با مشتري ازطريق وسيله موردعلاقه هركدام: بعضي مشتريها از سيستم فاكس، و بعضي پست الكترونيكي، و بعضي نامه و امثال آن استفاده مي كنند. اين موتور ضمن برقراري ارتباط فعال و سريع با تمام مشتريها^، با هركدام ازطريق وسيله انتخابي وي تماس مي گيرد؛


انتقال اطلاعات ومبادلات بين مشتري و سازمان: تمامي ارتباطات و مبادلات بين مشتريها و سازمان ازطريق اين موتور مديريت مي شود. اين اطلاعات شامل سفارش كالا و خدمات، اطلاعات مالي و پرداختها، اطلاعات ساخت و تكميل سفارش مشتري، ارسال كالا يا خدمات براي مشتري، ارسال صورتحساب، اطلاعات ارسال كالا و خدمات پس از فروش آموزش وپشتيبانيهاي مشتري، اطلاع رساني به مشتريها براساس علاقه و نياز هركدام، وبقيه موارد است.





نگاهي به نقش فناوري اطلاعات درسازمانها


امروزه استفاده از جنبه هاي مختلف فناوري اطلاعات درسازمانهاي سطح جهان امــري ناگزير و گسترده است. استفاده از سيستم هاي توليد منعطف، سيستم هاي يكپارچه اطلاعاتي، شبكه هاي ارتباطـــــي بين سازماني (IOS) و سيستم هاي مديريت زنجيره عرضه و... از ضروريات رقابت در عرصه جهاني به شمار مي آيد. جلوه هاي نوين كسب و كار الكترونيكي در عرصه صنايع گسترش فوق العاده اي يافته است.


دراين ميان، تشكيل شبكه هاي ارتباطي مشترك بين شركتهاي معظم هر صنعت، آنها را قادر به كسب و تسهيم منافع عظيم و درعين حال ايجاد مانع براي ورود رقباي جديد درعرصه جهاني ساخته است.





استراتژي هاي فناوري اطلاعات در بخش صنايع و سازمانهاي كشور


به برخي از شايع ترين مشكلات و پيش فرضها و احتمالاتي كه صنايع كشور با آن روبرو هستند مي پردازيم:


بيشتر شركتهاي سازمانهاي كشور در زمينه سيستم هـــاي اطلاعاتي داراي نقايص و كاستي هاي فراوانند لذا براي ترميم يا ايجاد آنها سرمايه گذاري هاي وسيع موردنياز است؛ استفاده و به كارگيري فناوري اطلاعات در سازمانها براي باقي ماندن در عرصه رقابت (سطح جهان) يا كاهش هزينه ها و رضايت مشتري الزامي است؛ صنايع كشور ما براي رقابت در عرصه جهاني نيازمند همكاري با يكديگر براي ورود به اين بازارها و رقابت دراين بازارها هستند؛


قدرت رقابت صنايع كشور در بازارهاي جهاني با معيارها و استانداردهاي سازماني كنوني بسيار ضعيف خواهدبود؛


هزينه ها در زنجيره عرضه صنايع داخلي به نسبت استانداردهاي جهاني بسيار بالاست؛


رضايت مشتريان عامل بالقوه اي در سودآوري سازماني است و صنايع ما در كسب رضايت مشتريان با مشكل مواجه اند (قيمت وكيفيت و....)؛


در سالهاي اخير صنعت قطعه سازي و تامين از داخل صنايع كشور رونق يافته و بالطبع تعداد تامين كنندگان افزايش يافته. مديريت مناسب وارتباطات سريع با اين تامين كنندگان مي تواند تاثير بسزايي دركاهش هزينه و افزايش كيفيت ايفا كند؛


اغلب سازمانهاي ما با بازار انبوه و مازاد تقاضا روبرو هستند؛


صنايع كشور بايد به سمت شيوه هاي نوين مديريت و توليدگام بردارند تا در زمينه افزايش كيفيت و كاهش قيمت و افزايش تيراژ دست يابند.


توصيفاتي كه ازكاربردهاي فناوري اطلاعات در زنجيره ارزش سازمانها بيان شد هركدام به طور بــــــــالقوه پاسخي براي پيش فرضهاي ذكر شده درپي دارد. حال بايد ديد كه كدام كاربردها و براي رفع چه مشكل يا ترفيع كدام مزيت مناسب و معتبر است. به دليل محدوديت منابع. صنايع داخل كشور بايد اولويت و اثربخشي هريك از اين كاربردها را شناخته وبرنامه اي جامع در راستاي استفاده از فناوري اطلاعات در رفع ضعفها و ايجاد توانمنديهاي خويش تدوين كنند. درحقيقت تدوين استراتژي فناوري اطلاعات براي اين سازمانها ضرورتي حياتي به شمار مي آيد. و به گمان ما پيش از آنكه صنعت كشور به اجبار روي بدين سو نهد بهتر آن است كه آگاهانه و به سرعت درجهت تقويت و تبيين بنيانهاي فعاليت خويش برمبناي فناوري اطلاعات همت گمارد كه بي گمان نتايج مثبتي درپي خواهد داشت.


همان طور كه ذكر شد كاربرد فناوري اطلاعات درسازمانها و به ويژه صنايع جهان، امري بــــــديهي وضروري شده است. تصميم گيري درمورد استقراركاربردهاي فناوري اطلاعات به دليل حساسيت، هزينه هاي بالا و ريسك مـــــــوفقيت آن ازجمله تصميم گيريهاي حساس است كه پيش از اقدام، مي بايد تمامي جوانب را درنظر داشت و اطلاعات لازم را جمع آوري و تحليل كرد تا بتوان توجيه اقتصادي و سازماني آن را سنجيد. از آنجا كه نگارندگان به اين اطلاعات دسترسي نداشته و اصولاً هدف ما نيز تنها ارائه ديدگاههاي كلي براي كمك به تدوين استراتژي هاي سازمانهاي كشور در اين زمينه است لذا براساس مطالعات و آشنايي كه با اين مقوله داشته ايم و باتوجه به موارد ذكر شده در طول اين نوشتار بر اين باوريم كه:


- سازمانها و صنايع كشور بايد هرچه زودتر به سمت استفاده وسيع و برنامه ريزي شده از فناوري اطلاعات در فعاليتهاي خويش اقدام ورزند؛


- اين حركت بايد برنامه ريزي شده، سريع و با تدوين استراتژي فناوري اطلاعات شركت آغاز گردد؛


- رويكرد و سلسله مراتب حركتي توسعه كاربري هاي فناوري اطلاعات در اين سازمانها بايد از سلسله مراتب ذيل پيروي كند:


توسعه و تدارك زيرساختهاي موردنياز؛


منابع انساني و مهارتهاي موردنياز؛


مهندسي مجدد فرايندها؛