(10خط) 02177613815

نقش نيروي مولد در عصر فناوری

نقش نيروي مولد در عصر فناوری
نویسنده : گنادي زيوگانف
خلاصه : جهاني سازي امپرياليستي، تمامي عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي زندگي انسان‌ها را در سراسر جهان تحت‌تاثير قرار داده است. در اين شرايط، دو گزينه در مقابل بشريت قرار دارد: اول، پذيرش «نظم نوين جهاني» امپرياليست‌ها، كه در نتيجه آن چهار پنجم جمعيت جهان زير سيطره آنان قرار خواهند گرفت. دوم، نوسازي سراسري جامعه جهاني. حال پرسش اين است كه شالوده‌ريزي گزينه دوم به‌عهده كدام نيروهاي اجتماعي است؟ بايد خاطرنشان كرد كه «جهاني سازي امپرياليستي»، بنيادهاي اجتماعي مقاومت در برابر يكه‌تازي سرمايه را به ميزان زيادي تقويت كرده است. شناخت ويژگي‌هاي اين نيروي مقاومت كه در عمل سرنوشت سياره ما به ميزان آگاهي و سازماندهي آن بستگي دارد، ضروري است.
متن کامل :
جهاني سازي امپرياليستي، تمامي عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي زندگي انسان‌ها را در سراسر جهان تحت‌تاثير قرار داده است. در اين شرايط، دو گزينه در مقابل بشريت قرار دارد: اول، پذيرش «نظم نوين جهاني» امپرياليست‌ها، كه در نتيجه آن چهار پنجم جمعيت جهان زير سيطره آنان قرار خواهند گرفت. دوم، نوسازي سراسري جامعه جهاني.




حال پرسش اين است كه شالوده‌ريزي گزينه دوم به‌عهده كدام نيروهاي اجتماعي است؟ بايد خاطرنشان كرد كه «جهاني سازي امپرياليستي»، بنيادهاي اجتماعي مقاومت در برابر يكه‌تازي سرمايه را به ميزان زيادي تقويت كرده است. شناخت ويژگي‌هاي اين نيروي مقاومت كه در عمل سرنوشت سياره ما به ميزان آگاهي و سازماندهي آن بستگي دارد، ضروري است. تركيب اين نيرو عبارت است از: طبقه مولد جديد، جنبش‌هاي رهايي‌بخش ملي و نيز جنبشي كه در دفاع از فرهنگ واقعي مردم در برابر هجوم فرهنگ امپرياليستي، شكل گرفته است. بايد تاكيد كنيم كه طبقه مولد، به‌نسبت تغيير و تحول خصلت كار مولد، دگرگون مي‌شود. از هم اكنون، گرايش‌هاي نوين و اساسي در پيدايش نوع تازه‌اي از كار مولد، آشكار شده است. پيشرفت‌هاي علمي و فني، افزايش نقش دانش در توليد و گسترش كاربرد ماشين‌هاي خودكار در روند توليد، باعث شده است كه ثروت مادي، به كار بدون واسطه و زمان انجام آن، وابستگي كمتري داشته باشد. در شرايط حاضر، اين ثروت به‌طور عمده حاصل فرايندهاي مادي، انرژي و اطلاعاتي است كه توسط نيروي كار، سامان مي‌يابد. به بيان ديگر، اين سطح توانايي‌هاي علمي انسان و جامعه در فرايندهاي تكنولوژيكي است كه ميزان ثروت حاصله را تعيين مي‌كند؛ يعني كار آفرينشگر، در درجه اول، در كار فكري، تبلور مي‌يابد. در جريان اين روند است كه تكامل انسان اجتماعي، به تدريج به مهم‌ترين عامل توليد و ثروت تبديل مي‌شود. درنتيجه، ساختار سرمايه‌گذاري‌ها متحول مي‌شود و سرمايه‌گذاري براي رشد و پرورش انسان، در زمينه‌هايي چون آموزش و پرورش، فرهنگ، دانش، بهداشت و امكانات اجتماعي، اولويت مي‌يابد. ميزان ثروت اجتماعي، ديگر بر حسب ميزان ساعت كار و ارزش مبادله شده، سنجيده نمي‌شود بلكه معيار سنجش، مقدار زمان صرفه‌جويي شده، يعني اوقات فراغت است، زيرا اين «زمان» است كه عرصه و امكانات لازم را براي تكامل دايمي و همه‌جانبه شخصيت انسان، فراهم مي‌آورد.


تغيير و تحول در خصلت كار، به تغيير و تحول مفهوم «انگيزه» و «نيروي انگيزشي آفرينشگر» آن منجر مي‌شود و در نتيجه، دوراني آغاز مي‌شود كه در آن وزن و ارزش كار فكري در روند توليد غالب مي‌شود. در اين دوران، فعاليت‌هاي تخصصي- علمي، برنامه‌هاي آماري و فعاليت‌هاي ساختاري و آزمايشگاهي به اجزاي اساسي و جدايي‌ناپذير روند توليد تبديل مي‌شوند. در نتيجه، روز به روز بر وزن كساني كه به فعاليت‌هاي علمي- فني در توليد مشغولند، افزوده مي‌شود و آرام آرام، هسته مترقي نويني شكل مي‌گيرد كه همانا توليد كنندگان كالاهاي فكري و يدي هستند. به اين ترتيب، در نتيجه فرايندهاي عالي تكنولوژيكي كه لازمه مرحله بسيار پيشرفته هماهنگي در توليد، آفرينش تخصص و نيز تكامل فرهنگ است، توليد كنندگان فكري و يدي به وحدت و يگانگي دست مي‌يابند. تركيب اين طبقه پيشرو نوين كه بيانگر منافع مشترك مردم و تضمين كننده پيشرفت اجتماعي است، عبارت است از:


1- توليد كنندگان محصولات كه نياز به فناوري سخت افزار و سطح علمي بسيار خوب دارد؛ يعني دانشمندان، طراحان، تكنسين‌ها، مديران واحدهاي صنعتي و كارگران متخصص كه بخش عمده فعاليت آنها، فكري است.


2- توليدكنندگان برنامه‌هاي نرم‌افزاري كه مسووليت نظام توليدي، اطلاعاتي و اجتماعي به عهده آنهاست. در فعاليت اين بخش، عامل اصلي، ايجاد انگيزه در نيروهاي مولد، دانش، بينش علمي و رشد جدي شخصيت است.


3- تمامي كساني كه رشد توليد «انسان» به مثابه عامل اصلي كار و زندگي اجتماعي، برعهده آنهاست. مربيان، آموزگاران، استادان، پزشكان و كساني كه اوقات فراغت و استراحت انسان‌ها را برنامه‌ريزي مي‌كنند، از اين زمره‌اند.


بنابراين در پيشرفته‌ترين كشورهاي سرمايه‌داري امروز، مهم‌ترين سرمايه‌گذاري‌ها در زمينه بهبود زندگي انسان و تكامل شخصيت او صورت مي‌گيرد اما روشن است كه راهي طولاني در پيش است تا تمامي گروه‌هاي كاري جهان به اين سطح از تكامل برسند.


در جهاني شدن سرمايه‌داري، سرمايه به شدت كار فكري را استثمار مي‌كند. وقتي انسان به زايده شبكه اطلاعاتي جهان تبديل مي‌شود، همان‌قدر شخصيتش تخريب مي‌شود كه در گذشته، به زايده ماشين تبديل شده بود. از همه مخرب‌تر و هولناك‌تر، تبديل انسان به ماشين مصرف، يعني تبديل او به حلقه مطيع زنجيره چرخش سرمايه يعني پول- كالا- پول، است كه شخصيت او را به‌كلي نابود مي‌كند. سرمايه‌داري جهاني براي تنظيم رفتار انساني مطابق با هنجارهاي خود، دستگاه عظيم فريب‌كارانه‌اي را به كار انداخته است و به‌جاي پرورش شخصيت انسان و برآوردن درست خواست‌هايش، شخصيت او را به كمك فناوري و تبليغات تجاري مسخ مي‌كند.


مبارزه عليه ويژگي‌هاي ملي مردم نواحي مختلف، شكل ديگري از تلاش سرمايه‌داري جهاني براي كسب حاكميت جهاني سرمايه است. در اين زمينه، ليبراليسم، سنت‌هاي ارزشمند تاريخي ملت‌ها را نشانه مي‌گيرد و استقلال دولت‌هاي ملي را به چالش مي‌كشد. در شرايط كنوني جهان، انسان بايد خصلت «مصرف بي‌رويه» را كنار بزند و تكاملي موزون و عدالت محور را جايگزين آن كند و همچنين از «استفاده حداكثر» از هر چيز، فاصله بگيرد و اصل حفاظت از محيط طبيعي، ذخيره‌هاي مادي و نيروي كار را در پيش بگيرد. بايد با تاكيد گفت كه در دوران ما، يعني دوران رشد تحولات انقلابي نوين در عرصه نيروهاي توليدي و عبور از تكنولوژي صنعتي به پسا صنعتي، امكان چنين گذاري به‌طور عيني موجود است. از طرف ديگر، امكانات محدود محيط زيست، ايجاب مي‌كند كه مردم جهان، اقتصادي منطقي مبتني بر كاهش مصرف سرانه ذخاير مادي و انرژي را تعقيب كنند. لازمه اين راهبرد، پديد آوردن شرايط مسووليت‌پذيري در مصرف مواد مادي است. جامعه بايد به‌گونه‌اي سامان يابد كه براي مردم، در مصرف و رفاه، امكاناتي با ثبات و پايدار پديد آورد و زيست جمعي و اجتماعي را مختل نكند. در نتيجه مي‌توان گفت كه نقش مهم و تعيين‌كننده در گذار به دوران تكنولوژي پسا صنعتي و جامعه برخاسته از آن- كه از اقتصادي پايدار برخوردار است- برعهده آن بخش از توليد اجتماعي گذاشته شده است كه از تكنولوژي پيشرفته و برتر علمي بهره‌مند است