(10خط) 02177613815

ارائه مدلي براي توسعه مديريت دانش در سازمانهاي تحقيقاتي با رويکرد استفاده موثر از فناوري اطلاعات و ا

ارائه مدلي براي توسعه مديريت دانش در سازمانهاي تحقيقاتي با رويکرد استفاده موثر از فناوري اطلاعات و ارتباطات
مولف/مترجم: علي امين مقدم؛ مريم ستوده رياضي
موضوع: مديريت دانش
سال انتشار(ميلادي): 2007
وضعيت: تمام متن
منبع: کنفرانس ملي مديريت دانش
تهيه و تنظيم: پايگاه مقالات علمي مديريت www.SYSTEM.parsiblog.com
مقدمه: با گذر از انقلاب صنعتي و ورود به هزاره جديد، ديگر موتور محرک رشد سازمان ها، به سرمايه و نيروي انساني محدود نمي شود. مهمترين متغير رشد همه جانبه سازمان ها و بنگاه هاي اقتصادي در عصر حاضر، دانش است. دانش به معناي واقعي خود، مجموعه¬اي است از مهارتها و توانمنديهاي انساني، که با آگاهي و اطلاعات از روشهاي توليد بهتر، همراه است. کاربرد چنين برداشتي از دانش در سازمان هاي کنوني و آينده بسيار فراگير شده است. بدين صورت سازمان ها در پي بهره برداري صحيح و بموقع از منابع دانشي خود و محيط پيرامون مي باشند. چنين رويکردي مفهوم جديدي را تحت عنوان مديريت دانش توسعه داده است. ابزاري که استفاده و پياده سازي مديريت دانش را در سازمانها بسيار بيشتر گسترش داده است، فناوري اطلاعات وارتباطات مي باشد. به لطف خدمات گسترده اينترنت و شبکه هاي رايانه اي بهره برداري از منافع مديريت دانش در سازمان ها رونق زيادي پيدا کرده است. چنين سازمان هايي را به اصطلاح، سازمان هاي دانش محور نام گذاري کرده اند. مديريت دانش، شامل، مراحل، توليد، کسب، ذخيره¬سازي، انتشار، و بالاخره به¬کارگيري، دانش، در راستاي اهدف سازمان است. البته اين تقسيم بندي به روشهاي مختلفي در منابع علمي مطرح شده است. علاوه بر 5 فعاليت بالا، برخي از صاحبنظران، فراموشي فعال دانش قديمي و به دردنخور را نيز جزو فرآيند مديريت دانش قلمداد کرده¬اند .
واژه‌هاي کليدي: مديريت دانش، فناوري اطلاعات و ارتباطات


دانش و مديريت دانش
داده حقايق دانسته شده اي است که به صورت آشکار، از جهان خارج استخراج شده است. اطلاعات زماني به وجود مي آيد که اين داده ها را بتوانيم در قالب يک مساله خاص (اقتصادي) مورد استفاده قرار گيرد. زماني اطلاعات به دانش تبديل مي شود که از آن براي رسيدن به بازده بيشتر، ارزش افزوده يا خلق ارزش استفاده شود . يک دسته بندي جامع و کاربردي از دانش عبارت است از:
دانش عمومي و علمي : اين دانش عبارت است از دانش عمومي و رسمي که در کتابهاي درسي و مرجع و پايگاه هاي داده عمومي وجود دارد.
دانش تخصصي : يعني دانش تخصصي در يک رشته خاص صنعتي که در بين متخصصين آن صنعت رواج دارد.
دانش سازماني :دانشي است که فقط در يک سازمان خاص وجود دارد و با تار و پود آن سازمان عجين شده است . بنا به اظهارات سيانگ ، ظهور فناوري اطلاعات و ارتباطات و بخصوص اينترنت، باعث ارتقاي سطح دو نوع دانش اول يعني دانش عمومي علمي و دانش صنعتي تخصصي در افراد دانش ور شده است.
در ضمن استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات باعث شده است که دسترسي به اطلاعات سريع باشد و به اطلاعات به روز به سهولت قابل دسترسي باشند. اين امر را مديون استفاده از کاربردهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات مي داند.
به¬طور خلاصه مي¬توان گفت مديريت دانش، فرآيند، جمع¬آوري، ايجاد و استفاده از تخصص افراد سازمان و فرآيند خلق، ارائه و انتشار، ارتقا و به کارگيري دانش در راستاي اهداف و مقاصد و فعاليتهاي سازمان است.
تعامل فناوري اطلاعات و ارتباطات با مديريت دانش
جوهره و موتور محرکه سازمان دانش¬محور بر پايه خلق،انتشار، ذخيره سازي و استفاده مناسب از دانش است. اما در بسياري از موارد در سطح سازمان اقتصادي، در هرکدام از اين مراحل، مشکلات و نارسايي¬هايي ايجاد مي¬شود.بخش قابل توجهي از اين مشکلات ناشي از استفاده نکردن و يا استفاده نادرست از سيستم¬ها و تکنولوژيهاي به روز و مناسب است. از بين همه اين تکنولوژيها و سيستم¬ها، تکنولوژيهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي و سيستم¬هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي، نقشي بسيار مهم و تعيين کننده دارند.
ظهور بسياري از سيستم¬هاي قدرتمند اطلاعاتي و ارتباطاتي، در زمينه پردازش، تبادل، ذخيره¬سازي و به¬کارگيري اطلاعات، باعث شده است که مراحل مختلف مديريت دانش، تسهيل و تسريع پيداکند. ذخيره نمونه¬هاي موفق و يا تجارب گذشته سازمان و تبديل دانش ضمني به دانش کد شده، نمونه¬هايي از قابليتهاي اين سيستم¬هاست.
استفاده از هوش مصنوعي و الگوريتم¬هاي ژنتيکي و منطق فازي در اين سيستم¬ها، در سالهاي اخير، باعث شده است که بر قابليت و سرعت آنها افزوده شود.
اگرچه برخي از متخصصين مباحث توسعه و مديريت دانش و بخصوص سازمان دانش¬محور، معتقدند که کدکردن دانش، به طور کامل ممکن نيست، اما بسياري بر اين عقيده اند که حجم قابل توجهي از دانش ضمني افراد و سازمان¬ها قابل کدشدن است و مي¬تواند به صورت خوني در رگهاي سيستم¬هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي به جريان بيفتد.
قطعا اين ادعا را نمي¬توان کرد که با داشتن و حتي به کارگيري سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي مديريت دانش، فرآيند مديريت دانش، به درستي انجام مي شود، اما اين ادعا را مي توانيم بکنيم که استفاده بجا از اين سيستم¬ها و قابليتهاي فناوري اطلاعات وارتباطات، کمک بسيار زيادي به فرآيند مديريت دانش مي کند.
نکته بسيار مهمي که بايستي بدان اشاره شود اين است که بيش از استفاده از يک سيستم اطلاعاتي و ارتباطاتي خاص در مديريت دانش، درک و به کارگيري مفاهيم اساسي مرتبط با آن سيستم ضرورت دارد. به عنوان مثال، بهترين سيستمهاي مديريت اسناد، در صورتيکه به همراه درک مناسب و صحيح از ضرورت و اصول مديريت اسناد در کاربران، راه¬به¬جايي نمي¬برند و صرفا اندکي از فضاي حافظه کامپيوترهاي اشغال شود و شايد هم اندکي وقت کاربران را هم تلف کنند.
مديريت دانش و مديريت تحول
براي ايجاد تغييرات در سازمانها به منظور ارتقا سطح کيفي مديريت دانش، بررسي علمي مديريت تغيير اجتناب ناپذير است. براي پياده سازي مديريت دانش در سازمانها بايد دو بعد سخت و نرم سازمان ارزيابي شده و مطابق با نيازهاي سازمان برنامه تحول در اين دو بعد در سازمان تدوين گردد. با توجه به چنين رويکردي مي توان مزاياي ذيل را براي استفاده از مديريت دانش در سازمان ها تصور کرد:
- مديريت دانش پتانسيل ها، نقاط ضعف و قوت دانش را شفافترمي کند.
- مديريت دانش باعث ايجاد ارزش دانش محور مي شود.
- مديريت دانش انگيزه را از طريق مشارکت کارکنان افزايش مي دهد.
- مديريت دانش باعث ارتقا رقابت پذيري مي شود.
- مديريت دانش منجر به دستيابي به مزيت رقابتي پايدار مي شود.
مدل توسعه دانش در سازمانهاي جديد کسب وکار
بر اساس توضيحات ارائه شده مي توان به منظور توسعه مديريت دانش در سازمانها، با رويکرد استفاده موثر از فناوري اطلاعات و مديريت تغيير چارچوب ذيل را پيش بيني کرد. اين مطلب در نمودار شماره (1) نشان داده شده است.


سطح سازمان
درون سازماني بين سازماني
مديريت تغييرات نرم مديريت سرمايه هاي انساني
- مديريت کارهاي تيمي و CoP
- کارآموزي
- آموزش هاي ارتقا مهارت هاي ارتباطي ايجاد زيرساخت هاي ارتباطي، همکاريهاي مشترک و تجاري سازي
- توسعه فعاليتهاي تحقيقات بازار
- تدوين استراتژي هاي بازاريابي( ادغام، خريداري و توسعه محصولات جديد)
سخت توسعه زير ساخت هاي فناوري
- فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي
- اينترانت
- سيستم هاي جامع اطلاعاتي
- پرتال ها توسعه محصول و خدمات جديد
- توسعه کارخانه هاي جديد
- عرضه محصولات و کالاهاي جديد
نمودار شماره (1) مدل پيشنهادي براي توسعه مديريت دانش در سازمانها

آنچنان که بسياري در مورد مديريت دانش مي پندارند، تغييرات ساختاري براي استفاده موثر از فناوري اطلاعات و ارتباطات تنها به توجه به داخل سازمان محدود نمي شود. بلکه براي استفاده موثر مزاياي مديريت دانش در سازمانها بايد راهکارهايي را براي استفاده از خارج از سازمان نيز انديشيد. هر چند عمده اين راهکارها به تغييرات دروني براي استفاده از منابع و فرصتهاي خارج سازمان توجه دارند، اما اين نوع رويکردها تغييرات اساسي با نوع اول دارند.
مدل پيشنهادي فوق براي توسعه مديريت دانش بر اساس چنين تفکري بنا شده است. در اين مدل تغييرات ساختاري براي توسعه دانش در سازمان در دو محور نرم و سخت تفکيک شده است. در محور سخت تاکيد بر توسعه دانش آشکارا مي باشد. از آنجا که دانش آشکارا به صورت مشخص دستيافتني است، تغييرات سخت به خوبي پشتيبان چنين تغييراتي در سازمان خواهد بود.
اما دانش چگونگي انجام کار يا دانش ضمني به خوبي قابل رويت نبوده و به سادگي انتقال پذيري نمي باشد. براي چنين تغييراتي در سازمان نيازمند تغييرات نرم در سازمان مي باشد. استفاده از واژه نرم در مقابل سخت به معناي تاکيد بر ارتباطات و تغييرات استراتژيک بجاي تغييرات شهودي و کوتاه مدت مي باشد.
سطح سازمان مشخص کننده محل تاثير تغييرات مي باشد. از سوي ديگر سطح سازمان تاکيد بر استفاده از منابع داخل يا خارج سازمان مي باشد.
در ادامه به تفصيل نحوه استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان يک فاکتور تغيير دهنده سخت در سازمان بررسي مي شود.
تغييرات سخت در سطح درون سازماني
در ابعاد مختلف توسعه دانش در سازمان مي توان کاربرد هاي ذيل در مورد فناوري اطلاعات و ارتباطات متصور شد. در ادامه نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در توليد، کسب، ذخيره سازي، انتشار و بکارگيري دانش نشان داده شده است.
نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در خلق دانش

جدول شماره (1) وظايف دانش کاران و نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در آنها
وظيفه دانش کار نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات
ايده¬ها با استفاده از دانش سطحي ساير رشته هاي علمي ايده هاي جديد توسعه پيدا مي کند و ابزارهاي ارتباطاتي اي که فناوري اطلاعات و ارتباطات در اختيار دانش کاران قرار مي دهد، فرآيند توليد ايده سرعت و سهولت بسيار بيشتري پيدا مي کند.
تحليل اطلاعات ابزارهاي شبيه سازي و پردازش اطلاعات و داده کاوي و بخصوص استفاده از هوش مصنوعي و الگوريتم هاي ژنتيک که از دستاوردهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات است، به بهترين نحو به تحليل اطلاعات توسط دانش کاران کمک مي کند
قضاوت و استنتاج سيستمهاي پشتيباني تصميم و سيستمهاي خبره و از طرف ديگري الگوريتم هاي حل مساله و ابزارهاي شبيه سازي، به دانش کاران کمک مي کنند که هر چه بيشتر و بهتر به فرآيند قضاوت و استنتاج بپردازند.
طراحي ابزارهاي توانمند CAD/CAM با ارائه قابليتهاي گسترده گرافيکي و بخصوص چند بعدي و سهولت کار با آنها براي طيف وسيعي از طراحان، طراحي و تست بسياري از سيستمهاي عمومي و تخصصي مانند مدارهاي الکتريکي و الکترونيکي، سيستم هاي مکانيکي و ابزارهاي سيالاتي و امثالهم را ممکن ساخته است.
نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در جذب دانش
بنا به اظهارات سيانگ ، ظهور فناوري اطلاعات و ارتباطات و بخصوص اينترنت، باعث شده است که دسترسي به اطلاعات سريع باشد و به اطلاعات به روز به سهولت امکان پذير مي باشد. اين امر را مديون استفاده از کاربردهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات بوده¬است که برخي از مهمترين آنها عبارتند از:
- موتورهاي جستجوي اطلاعات
- پايگاه¬هاي داده و انبارهاي داده الکترونيکي
- داده¬کاوي
نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در ذخيره¬سازي دانش
انواع وسايل، تکنيکها و سيستمهاي ذخيره¬سازي اطلاعات، به نوعي به ذخيره¬سازي دانش کمک مي¬کنند. نکته اصلي در اينجا اين است که دانش براي ذخيره شدن در قالب سيستمهاي اطلاعاتي، بايستي در ابتدا کدشود. تحقيقات فراواني در زمينه روشهاي کدسازي و ميزان اثربخشي هر کدام صورت گرفته است. از مهمترين سيستمهايي که به ذخيره¬سازي دانش در سازمان کمک مي¬کنند، سيستمهاي مديريت اسناد و اطلاعات، پايگاه¬هاي داده و پايگاه¬هاي دانش هستند.

نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در انتشار دانش
انتشار دانش، به معني انتقال دانش از يک منبع دانشي به منبعي ديگر است. اين منابع ممکن است افراد، تيم¬ها يا حتي سازمان¬ها باشند. درکنار اين منابع، منابع دانش آشکار، مانند مستندات، پايگاه¬¬هاي اطلاعاتي و حتي نرم¬افزارهاي مختلف نيز مي¬توانند به عنوان منبع دانش به کارگرفته شوند. در هر کدام از اين حالتها، قرار است که دانش، از منبعي به منبعي ديگر منتقل شود. انتشار و انتقال، مستلزم تبديل انواع دانش ضمني و آشکار به يکديگر است. مدل معروف نوناکا، به تبيين هر کدام از اين انواع تبديل دانش مي¬پردازد.
تقسيم¬بندي دانش به دانش ضمني و آشکار از ابتداي شکل¬گيري مباحث مديريت دانش مطرح بوده¬است. مدل معروف نوناکا انواع تبديل اين دو دسته دانش به يکديگر را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرارداده است.اين مطلب در نمودار (2) نشان داده شده است.


نمودار شماره (2) انواع تبديلهاي دانشي

چهار مکانيزم اصلي تبديل انواع دانش به يکديگر، عبارتند از:
- خلق : تبديل دانش ضمني به دانش ضمني ديگر
- تشريح : تبديل دانش ضمني به دانش آشکار
- دروني سازي : تبديل دانش آشکار به دانش ضمني
- انتقال : تبديل دانش آشکار در يک محل، به دانش آشکار در محلي ديگر که قبلا وجود نداشته است.
در هر کدام از اين چهار تغيير، فناوري اطلاعات و ارتباطات و سيستم¬هاي اطلاعاتي نقش خاصي را برعهده دارند و سيستم¬هاي مختلفي براي اين منظور توسعه پيدا کرده¬اند. نخستين تقسيم¬بندي اي که براي اين بحث ارائه شده است توسط Rodrigo Baroni de Carvalho و Marta Ara?jo Tavares Ferreira انجام شده است .اين مطلب به صورت خلاصه در جدول شماره (2) نشان¬داده¬شده¬است.
جدول شماره (2) انواع تبديلهاي دانش و نقش سيستم هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي

To Tacit To Explicit
Socialization Externalization
From Tacit Knowledge Maps Groupware
Knowledge Portals Workflow
Knowledge-Based Systems
Knowledge Portals
Internalization Combination
From Explicit Innovation Support Tools Intranet
Electronic Document Management
Competitive Intelligence
Knowledge Portals
Knowledge Portals

نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در به کارگيري دانش
بسياري از سيستمهاي اطلاعاتي، در قالب ارائه گزارشهاي مختلف، تسهيل دسترسي به اطلاعات وامثالهم، باعث مي¬شوند تا به کارگيري دانش تسهيل شود. اما مساله اصلي اين است که به¬کارگيري دانش، بيش از آنکه وابسته به توانمندي سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطي باشد، به استراتژيهاي سازمان و فرآيندهاي کاري بستگي دارد. البته در اين ميان، فناوري اطلاعات و ارتباطات، بستر را براي استفاده بهتر از دانش فراهم مي¬کند.
تغييرات سخت در سطح خارج سازماني
بخش قابل توجهي از تغييرات سخت در سطح خارج سازمان، در قالب فعاليتهاي گروهي و همکاريهاي حين کار، صورت مي¬ گيرد. اصطلاحا به اين نوع انتشار دانش، يادگيري تعاملي نيز گفته مي¬شود. سوالي که مطرح است اين است که آيا معماري سيستم مديريت دانش، اين امکان را به دانش کاران مي دهد تا به همکاريهاي مختلف در زمينه توليد، ‌انتشار، به کارگيري و ذخيره سازي دانش خود بپردازند؟
اسکيرم در کار خود به معماري همکاريهاي دانشي در سازمان¬ها اشاره مي¬کند و نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات را در اين راستا مورد بررسي قرار مي¬دهد. همانطور که در نمودار شماره (3) نشان داده شده¬است، معماري همکاريهاي دانشي، چهار لايه و به تعبيري چهار مرحله دارد.


نمودار شماره (3) سطوح معماري همکاريهاي دانشي


سطح اول، اتصال
در پايين¬ترين سطح اين مدل، بحث اتصال بين عناصر دانشي با يکديگر است. منظور از اين سطح اين است که هر کدام از عناصر دانشي (دانش¬کاران) در هر زمان و در هرمکان، بتوانند به دانش (و يا دانش¬کاران) موردنياز خود در سازمان دسترسي داشته باشند و با آن ارتباط برقرارکنند.
در اين مرحله، نقش زيرساختهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي، بسيار مهم است. اينترنت، اينترانت و اکسترانت¬ مهمترين اجزاي سيستم¬هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي هستند که در اين سطح ضروري هستند.
سطح دوم، ارتباطات
ممکن است که بهترين زيرساخت اتصالي در سازمان وجود داشته باشد، اما اين زيرساخت براي ارتباطات بين انساني مورد استفاده قرارنگيرد. در اين سطح، به اين مساله پرداخته مي¬شود که چگونه با استفاده از امکانات فناوري اطلاعات و ارتباطات دانش¬کاران به ارتباط با يکديگر و تبادل دانش بپردازند.
سطح سوم، مکالمات و تبادل نظرات
اگر ارتباطات در سازمان در بالاترين ميزان خود باشد، بازهم تضميني براي جريان مناسب دانش در سازمان وجود ندارد. چه بسا که افراد تنها به صورت يک طرفه و غيرتعاملي با يکديگر به تبادل دانش بپردازند. اما خلق ايده، دروني¬سازي دانش و حتي خلق دانش جديد، در ارتباطاتي که حالت تعاملي و محاوره¬اي (در مقابل ارتباطات يک طرفه و تک¬گويي) دارند، بسيار بيشتر است. سيستم¬هاي تعاملي ارتباطاتي و سيستم¬هاي پشتيباني گروهي مهمتري نقش را در اين سطح بازي مي¬کنند.

سطح چهارم، همکاريهاي دانشي
در اين سطح، دانش¬کاران با تشکيل گروه¬هاي کاري به اشتراک دانش، تبادل دانش و توليد دانش در حوزه کاري مشخص و مشترکي مي¬پردازند. در اين سطح، شبکه واقعي از دانش¬کاران به همراه ذخيره بانک دانش، در عالي¬ترين سطح خود، به توليد و انتشار و انتقال دانش مبادرت دارند. شکي نيست که لازمه هر سطح، توسعه سطوح پايين¬تر است.
در تحقيقي که توسط اسکيرم در سال 98 انجام شد، شرکت هايي مورد بررسي قرار گرفتند تا مشخص شود که از کدام سطح از همکاري ها استفاده مي نمايند. اين تحقيق به اين نتيجه منجر شد که عمده شرکتها خارجي فقط به سطوح اول و دوم محدود شده¬اند.
کاربرد انواع سيستم هاي اطلاعاتي در مديريت دانش
در ادامه به صورت خلاصه نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات و سيستم هاي اطلاعاتي و ارتباطي در مراحل مختلف توسعه مديريت دانش نشان داده شده است.

جدول شماره (2) ماتريس فناوري ، کارکرد مديريت دانش
ارزيابي دانش نگهداري دانش انتقال دانش سازماندهي دانش يکپارچه سازي دانش خلق دانش برنامه ريزي دانش
* * *** * ** *** * تکنولوژي هاي ارتباطي
* ** *** * ** *** * تکنولوژي هاي همکاري مشترک
** *** *** *** *** * * مديريت اسناد
** ** *** *** * ** * تکنولوژي ارائه اطلاعات
** * *** ** *** * * محيطهاي يادگيري الکترونيکي
** *** * *** *** *** * ابزارهاي توليد محتوا
* ** * *** ** *** * ابزارهاي مديريت دانش شخصي
* ** ** *** ** ** * هوش مصنوعي
* ** *** * ** ** * تکنولوژي هاي شبکه اي
** *** *** *** *** ** * استانداردها و فرمت ها
* ** *** ** ** ** * سخت افزار


در ادامه هر کدام از عناوين جدول فوق مورد بررسي قرار مي گيرد. فعاليتهاي برنامه ريزي دانش شامل تعريف اهداف واستراتژي هاي مديريت دانش مي شوند. خلق دانش بر توسعه دانش جديد تمرکز دارد در حاليکه يکپارچه سازي دانش، دانش (داخلي يا خارجي) موجود را در دسترس تمام بخش هاي شرکت قرار مي دهد. نقش سازماندهي دانش ايجاد ساختار براي تمام اين دانش ها است.انتقال دانش هم علاوه بر انتقال برنامه ريزي شده و برنامه ريزي نشده دانش است. فعاليتهاي نگهداري دانش اين اطمينان خاطر را فراهم ميکند که دانش هاي کهنه ومنسوخ شناسايي شده، به روز شده و يا حتي کنار گذاشته خواهند شد.در خاتمه ارزيابي دانش ديدي کلي را از دانش در دسترس فراهم مي سازد ومشخص مي کند که اين دانش در طول زمان چگونه توسعه يافته است و هم چنين مشخص کننده اين است که کدام يک از اهداف دانش محقق شده اند.
بررسي وملاحظه کلي نشان ميدهد که تکنولوژي هاي ارتباطي واطلاعاتي کمترين کارايي وتاثير را در فعاليتهاي مربوط به برنامه ريزي دانش دارند همچنين اين تکنولوژي ها پشتيباني محدودي از فعاليتهاي ارزيابي دانش به عمل مي آورند؛ ولي در زمينه هاي انتقال دانش، يکپارچه سازي و سازماندهي دانش اثربخش و کارا هستند.
به هر حال اگر همه اين هفت فعاليت مديريت دانش به طور کلي در نظر گرفته شوند، تفاوت هاي موجود در ايجاد گسترش و همکاري هايي که توسط هر گروه از اين تکنولوژي ها به طور جداگانه به دست مي آيد، کمتر به چشم خواهد آمد. علاوه بر اين از نقش فرمت ها ، استانداردها و ابزارهاي ايجاد محتوا نبايد غافل شد.هر چند هنوز در بسياري از موارد ناديده گرفته مي شوند، ولي نقش مهم و قابل توجهي دارند. سيستم هاي مديريت مستند نيز نقش ارزنده اي در پشتيباني بر پايه تکنولوژي هاي ارتباطي در فعاليتهاي مديريت دانش ايفا مي کنند.
تکنولوژي هاي ارتباطي مانند ايميل و ويديو کنفرانس ها مشخصاَ در فعاليت هاي مربوط به انتقال دانش مفيد هستند. آنها همچنين در جايي که موفقيت سازمان به ارتباط با افراد زياد و يا مکانهاي گسترده و متفاوتي وابسته است، مشارکت قابل توجهي در فعاليت هاي خلق دانش خواهند داشت.
تکنولوژي هاي همکاري : اين تکنولوژي ها ، تکنولوژي هاي ارتباطي گوناگون را با ابزارهاي ديگر مانند ابزارهاي طوفان فکري ترکيب مي کنند و همه اينها را در يک ارتباط واحد قابل دسترس مي سازند. در نتيجه اين تکنولوژي ها مشارکت قابل ملاحظه اي در فعاليتهاي مربوط به خلق و انتقال دانش دارند. سيستم هاي مديريت جريان کار، شکل ساختار يافته اي از تشريک مساعي در نگهداري از دانش را فراهم مي سازند.
- مديريت مدارک وسيستم هاي مديريت محتوا نقش اصلي در يکپارچه سازي محتوا ايفا مي کنند چون به عنوان نقطه جمع آوري تمام دانش مستند شده سازمان هستند. طرحهاي طبقه بندي شده يک راه سازماندهي اين محتوا هستند. مکانيسم هاي جستجو انتقال دانش را ساده تر ساخته اند. يکي از عملکردهاي مرکزي چنين سيستم هايي نگهداري ساده شده ي حجم وسيعي از داده هاست.
تکنولوژي هاي ارايه شامل ابزارهاي شخصي سازي، تصوير سازي و ابزارهاي پيشنهاد خودکار است که محتواي مربوطه را انتقال مي دهد. تمام اين ابزارها انتقال دانش را ساده تر مي سازند . تکنيک هاي تصوير سازي همچنين به سازمان کمک مي کنند تا ديد کلي بهتري از ساختارهاي پيچيده اي که در سازماندهي دانش وجود دارد به دست آورند.
نقطه قوت آموزش هاي الکترونيک در يکپارچه سازي محتواهاي گوناگون و کمک به کاربران است تا هم اين محتوا را بهتر درک کنند و هم با يکديگر ارتباط برقرار نمايند،که به انتقال دانش بيشتر منجر خواهد شد. اجزاي آزمايشي که در سيستم هاي آموزش الکترونيک وجود دارند آنها را در زمره معدود تکنولوژي هايي قرار داده است که در ارزيابي دقيق از دانش غير صريح کارامد هستند.
ابزارهاي ايجاد محتوا شامل ابزارها و تکنولوژي هايي نصب خودکار محتواهاي جديد هستند و از فعاليتهاي يکپارچه سازي دانش و خلق دانش حمايت مي کنند. ابزارهاي ويژه اي براي کمک به مديريت ساختارهاي پيچيده اي که در سازمان دهي دانش با آن مواجه هستيم در دسترس هستند. اکثر اين تکنولوژي ها نه تنها براي ايجاد محتوا کاربرد دارند بلکه در فعاليتهاي مربوط به نگهداري دانش نيز قابل استفاده هستند.
همچنان بعضي ابزارهاي مديريت دانش شخصي موجود هستند. اما راه حلهايي براي ايجاد حمايت و پشتيباني فعاليتها وجود دارند. اين ابزارها به جاي انتقال دانش بيشتر بر توسعه، سازماندهي ، يکپارچه سازي و نگهداري دانش براي مصارف شخصي تمرکز و تاکيد دارند.
هوش مصنوعي امروزه به طور فزاينده اي در مديريت دانش مورد استفاده قرار مي گيرد. اين تکنولوژي ها بيشترين سود را در فعاليت هاي سازمان دهي دانش دارند. ( به طور مثال طبقه بندي اتوماتيک مدارک) .
تکنولوژي هاي شبکه به ندرت نقش مرکزي در فعاليتهاي ابتدايي مديريت دانش دارند. به هر حال اين تکنولوژي ها زيربناي ضروري بسياري از فعاليت ها هستند. و اهميت ويژه اي در انتقال دانش دارند.
فرمت ها و استانداردهاي مربوط به مديريت دانش محدوده وسيعي را در بر ميگيرند،از فرمت هاي انتقال فايل و استانداردهاي متاديتا گرفته تا طرحهاي طبقه بندي معمول. اين فرمت ها و استانداردها براي يکپارچه سازي، سازماندهي و نگهداري محتواي اثربخش در يک سازمان مايحتاج ضروري هستند و نقش مهمي را در انتقال دانش ميان مرز هاي اشتراکي ايفا مي کنند.
و در آخر سخت افزار که زيربناي ضروري تمام گروههاي تکنولوژيکي فوق الذکر است. ابزارهاي ورودي و خروجي مناسب اهميت بيشتر و بيشتري را درفعاليتهاي مربوط به انتقال دانش پيدا مي کنند. و با وجود تجهيزات صوتي، تصويري و ابزارهاي متحرک نقش افزون تري را ايفا مي کنند.

نتيجه گيري
مديريت دانش، فرآيند خلق، ذخيره¬سازي، جذب، انتشار و به¬کارگيري دانش به منظور افزايش بهره¬وري و اثربخشي فعاليتهاي سازمان است. در کنار همه عواملي که در سازمان بر کميت و کيفيت مديريت دانش اثرگذاراست، سيستمها اطلاعاتي نيز، تاثير قابل توجهي مي توانند داشته باشند. اگرچه به نظر مي رسد عمده تاثير سيستمهاي اطلاعاتي در انتشار و جذب دانش است، و هرچند که تاثير سيستمهاي اطلاعاتي بر مديريت دانش آشکار يا همان دانش کدشده، بيشتر است، اما قابليتهاي فراواني در سيستمهاي اطلاعاتي ارائه شده است که به خلق و به کارگيري دانش، و نيز به مديريت دانش ضمني، کمک مي کند. با توجه به اينکه نقش سيستمهاي اطلاعاتي در تسهيل و تسريع و بهبود فرآيندهاي دانشي، نقش کمکي است، اما بايد توجه داشت که ساير متغيرهاي سازماني از قبيل سبک مديريت، نظام تشويق و پاداش، سازماندهي و فرآيندهاي کاري، در ميزان اثرگذاري سيستمهاي اطلاعاتي در مديريت دانش، نقشي بسزا دارند. اگرچه دانش، عمدتا در انسانها توليد مي شود، اما دانش سازماني که در روتين¬ها و فرهنگ سازماني نهفته است، در کنار دانش فردي، نقشي تعيين کننده در ارتقاي عملکرد و نوآوري در سازمان بازي مي کند.
‌منابع
1. Wissensmanagement forum, (2004). An illustrated guide to knowledge management.
2. Norm Archer (2002), Knowledge management in network organizations.
3. Sun Microsystems, (2003).What is knowledge management,
4. Jayanta Chatterjee(2003), Knowledge Management Theories, Issues and challenges.
5. Karl M. Wiig (2002), Knowledge management has many facets, Knowledge Research Institute, INC.
6. Johannessen J. -A., Olaisen J., Olsen B. (2001): Mismanagement of Tacit Knowledge: The importance of tacit knowledge, the danger of information technology, and what about it, International Journal of Information Management, 21, 1, 24-46
7. Lam A. (2000): Tacit Knowledge, Organizational Learning and Societal Institutions: An Integrated Framework, Organization Studies, 21, 3, 487-513
8. Kreiner K. (2002): Tacit knowledge management: the role of artifacts, Journal of Knowledge Management, 6, 2, 112-123
9. Leonard D., Sensiper S. (1998): The Role of Tacit Knowledge in Group Innovation, California Management Review, 40, 3, 112-132
10. Augier M., Thanning Vendelo M., (1999): Networks, Cognition and Management of Tacit Knowledge, Journal of Knowledge Management, 3, 4, 252-261
...


درخواست دمو

درخواست دمو CRM